الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)

220

مفاتيح الجنان (فارسى)

خدايا از اين مردم گروهى در خوابند * و گروهى ديگر شب‌بيدار و زارى مىكنند و همهء آنان عطاى تو را اميد دارند ، و اميدوار * رحمت بزرگ تواند و به بهشت تو طمع ورزند خدايا اميد من در دلم آرزوى سلامتى مىكند * و زشتى گناهانم مرا به رسوايى تهديد مىنمايد خدايا اگر بگذرى گذشتت نجات‌بخش من است * ور نه با گناهم به عرصه نابودى در افتم خدايا به حق محمّد هاشمى نسب * و به حرمت پاكانى كه نزد تو فروتنند خدايا به حق محمّد مصطفى و پسر عمويش * و به حرمت نيكوكارانى كه براى تو خاشعند خدايا مرا در رستاخيز بر دين احمد برانگيز * تائب و پرهيزگار و عابد و فروتن در پيشگاهت اى خداى من و آقاى من مرا محروم مساز * از شفاعت بزرگ محمّد كه شفاعتش پذيرفته است و بر ايشان درود فرست تا هرگاه كه موّحدى تو را بخواند * و خوبان با تو مناجات كنند و در برابرت به ركوع پردازند و نيز در « صحيفهء علويه » مناجات منظوم ديگرى از آن حضرت نقل شده كه اوّل آن « يا سامع الدّعاء » است . ولى چون مشتمل بر واژه‌هاى مشكل و لغات ناآشنا بود و ما بنابر اختصار از ذكر خوددارى نموديم . سه جمله از مولايمان على ( درود بر او ) در باب مناجات خدايا مرا اين عزّت بس است كه بندهء تو باشم ، و برايم اين افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى ، تو آنچنانىكه